جلال الدین محمد رومی : روزگار و زندگی یکی از شگفت آورترین عارفان جهان (بهمن شکوهی)
جلال الدین محمد رومی : روزگار و زندگی یکی از شگفت آورترین عارفان جهان (بهمن شکوهی)
جلال الدین محمد رومی : روزگار و زندگی یکی از شگفت آورترین عارفان جهان (بهمن شکوهی)
0 (0)

0دیدگاه کاربران

شناسه محصول: جلال_الدین_محمدرومی_روزگاروزندگی_یکی_ازش دسته:

در انبار موجود نمی باشد

جلال الدین محمد رومی : روزگار و زندگی یکی از شگفت آورترین عارفان جهان (بهمن شکوهی)

0 (0)

0دیدگاه کاربران

شناسه محصول: جلال_الدین_محمدرومی_روزگاروزندگی_یکی_ازش دسته:

موجود

8,770,000 ریال




نقد و بررسی

جلال الدین محمد رومی : روزگار و زندگی یکی از شگفت آورترین عارفان جهان (بهمن شکوهی)


درباره کتاب


رومی روایتی حیرتانگیز، قصهای از بلخ تا قونیه، سلوکعاشقانه و زندگی پرماجرای مولانا در بستری از واقعیت و افسانه است. روزگار و زندگی یکی از شگفتآورترین عارفان جهان و عشق شورانگیز وی با گوهر خاتون، اوج زندگی عاشقانه و ازدسترفتن دلدار، دیدار شگفتش با شمس تبریزی و تحول روحی او که شایعهی گستردهای در اطرافش ساخت و بالاخره جوشش شعر از بن جانش یا ردیفشدن مسلسلوار کلمات چون الماسهای تراشخورده در کنار هم، تصویری در بستر تاریخ از روزگار تیرهی حملهی مغولان در این اثر شرح داده شده است. نویسنده با تلفیق استادانهی تاریخ، داستان و افسانه، یکی از پرشورترین عاشقانهها را برساخته است.


بخشی از کتاب


مدت زیادی نگذشت که اهل خانه فهمیدند، جلالالدین کوچک به تکرار از مشکلی رنج میبرد و کسی نمیدانست این مشکل چیست، کودک شبها از خواب بیدار میشد و دست و پایش میلرزید، بعضی از زنان اندرونی میگفتند کودک بیچاره رعشه دارد. آن روز نصیبه خاتون هر چه عرق نعنا داشت به حلق جلالالدین ریخت امّا صدای طفل قطع نمیشد، نصیبه خاتون کلافه از بیکفایتی خود، جلالالدین را بغل میکرد و بیوقفه تکان میداد تا مگر کودک آرام گیرد. اندرونی خانه بهاءولد چنان شلوغ بود که نمیشد بیقراری کودک را از کسی نهان کرد، مؤمنه خاتون مادر نحیف جلالالدین، مستأصل چشم به درایت ملکه خاتون مادر شوهر خود دوخته بود که مگر چارهای بیندیشد. شیخ محمد خادم خدمتکار مخصوص بهاءولد که به اندرونی راه داشت چاره را در شیر شتر دیده و میگفت شیر دایه که از دختران ترکمن است به کودک سازگار نیست. چاره شیخ محمد خادم هم فایده نکرد. بیم آن میرفت که کودک محبوب بهاءولد از دست برود، شیخ محمد چارهای ندید تا از طریق یکی از شاگردان بهاءولد، برهانالدین محقق، خبر را به بهاءولد که در مدرسه مجاور خانه خود به درس مینشست برساند. وقتی بهاءولد با برهانالدین به خانه آمدند مؤمنه خاتون مادر جلالالدین از اضطرابش کاسته شد. بهاءولد تا کودک محبوبش را آشفته دید برهانالدین جوان را که حکم اتابک او را داشت به مقّر سلطان علاءالدین فرستاد تا طبیب خود را به دروازه هرات و خانه بهاءولد روانه کند. ملکه خاتون خواهر شاه مکتوبی به خط خود روانه کرد تا معطلی در ارسال طبیب خاص شاه اتفاق نیافتد. وقتی برهانالدین با گزمههای شاهی به همراه طبیب پادشاه عمید مروزی از راه رسیدند، جلالالدین در تب گرانی میسوخت امّا هیچ پاشویه و خنکای سردابه خانه بهاءولد چارهساز نبود.

نمایش کامل نقد و بررسی
وزن 600.0 گرم
شبکه های ارتباطی

9786003763371

نمایش همه مشخصات کالا
دیدگاه خود را در باره این کالا بیان کنید افزودن دیدگاه

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

    هیچ پرسش و پاسخی ثبت نشده است.

پرسش خود را درباره این کالا بیان کنید

ثبت پرسش
انصراف ثبت پرسش