خاطراتی که نگه می داریم (کری لانزدیل . طناز باقری)
خاطراتی که نگه می داریم اثر کری لانزدیل و ترجمه طناز باقری می باشد. داستان رمان خاطراتی که نگه می داریم مضمونی عاشقانه را داراست و در خصوص از دست دادن و یافتن عشق دوباره می باشد. داستانی در خصوص کشف حقیقت و کسانی که ما آنان را عزیز جان خود نگاه می داریم و از آنها محافظت می کنیم. داستان کتاب در خصوص Aimee Tierney است دختری که تاکنون یک زندگی مرفه و کاملی داشته و دوره کودکی خود را پشت سر گذاشته است. در کنار خانواده خود بزرگ شده و حتی رستوران پدر و مادر خود را خریده و مشغول کار است. اما اتفاقات از زمانی آغاز می شود که James Donato در دریا غرق می شود و اتفاقات تازه ای رقم می خورد.
بخشی از کتاب خاطراتی که نگاه می داریم اثر کری لانزدیل
به پرتره ی نامزدی مون خیره شدم، من و جیمز زیر نور سرخابی همدیگه رو بغل کرده بودیم. غروب خورشید با رنگ های نارنجی و قرمز، مثل پرده ی پشت صحنه ی تئاتر شده بود. شروع کردم به لرزیدن. انگشتام و زانوهام می لرزید. نه از پیش بینی هایی که کرده بودم. از ترس. اگه جیمز زنده باشه، معنی اش اینه که ماجرای بزرگتری داشت دور برم اتفاق می افتاد و من اون قدر ساده لوح بودم که نمی فهمیدم.
2,880,000 ریال
7 در انبار
7 در انبار
خرید با انواع درگاه های پرداخت :
مشخصات محصول
بررسی اجمالی
| وزن | 600.0 گرم |
|---|---|
| ترجمه و تدوین | طناز باقری |
| قطع | رقعی |
| بارکد | 9786007845660 |
| جلد | شومیز |
| مولف | کری لانزدیل |
| شابک | 9786007845660 |
| موضوع | داستان های انگلیسی.مضمون عاشقانه |
| انتشارات | میلکان |
توضیحات
خاطراتی که نگه می داریم اثر کری لانزدیل و ترجمه طناز باقری می باشد. داستان رمان خاطراتی که نگه می داریم مضمونی عاشقانه را داراست و در خصوص از دست دادن و یافتن عشق دوباره می باشد. داستانی در خصوص کشف حقیقت و کسانی که ما آنان را عزیز جان خود نگاه می داریم و از آنها محافظت می کنیم. داستان کتاب در خصوص Aimee Tierney است دختری که تاکنون یک زندگی مرفه و کاملی داشته و دوره کودکی خود را پشت سر گذاشته است. در کنار خانواده خود بزرگ شده و حتی رستوران پدر و مادر خود را خریده و مشغول کار است. اما اتفاقات از زمانی آغاز می شود که James Donato در دریا غرق می شود و اتفاقات تازه ای رقم می خورد.
بخشی از کتاب خاطراتی که نگاه می داریم اثر کری لانزدیل
به پرتره ی نامزدی مون خیره شدم، من و جیمز زیر نور سرخابی همدیگه رو بغل کرده بودیم. غروب خورشید با رنگ های نارنجی و قرمز، مثل پرده ی پشت صحنه ی تئاتر شده بود. شروع کردم به لرزیدن. انگشتام و زانوهام می لرزید. نه از پیش بینی هایی که کرده بودم. از ترس. اگه جیمز زنده باشه، معنی اش اینه که ماجرای بزرگتری داشت دور برم اتفاق می افتاد و من اون قدر ساده لوح بودم که نمی فهمیدم.
محصولات مرتبط
آموزش اصول سرپرستی (مقدماتی تکمیلی) ( مسعود ابراهیمی جمارانی، رضا خوش دامن . علیرضا شریفی)
5 موجود است
قصه های شیرین برای بچه ها 2 :خاله عروسک من (شهرام شفیعی.غلامعلی مکتبی)
3 موجود است
